تبليغاتX
دانشجوی کتابداری ورودی 83 فردوسی مشهد
گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش تا سحرگه زکنار تو جوان برخیزم

 

سلام به همگی .

بعد از نزدیک به ۲۵ روز مرخصی جانانه، امروز دارم می رم . شما کاری ندارین ؟ چیزی نمی خواین براتون بیارم ؟ اونجا پارچه هاش ارزونه ها ! بعدا پشیمون می شین !

شوخی کردم دلم خنک شه . آخه نزدیک به ۴ ساعت دیگه باید با همه چیز این شهر قشنگ و دوست داشتنی وداع کنم . با خونواده ، با دوستان ، با خیابوناش ، با امام رضا (ع) .

آخ که این مرخصی چی اومدن خوبی داره و چی رفتن بدی .  فکر نکنین مردا دلشون از سنگه . به خدا همچین احساساتین !! فقط فرقشون با شما خانوما اینه که شما راحت گریه می کنین ولی مردا بغض می کنن و جلوی اشکشونو می گیرن و چهره شونو از دیگرون پنهون می کنن . ضرب المثل " اشکش دم مشکشه " شنیدین ؟ این مثل مال شماست .

بگذریم . یه حال گیری دیگه که داره این که ۲۰ ساعت تو رام . یعنی توی اتوبوس پدرت در میاد . استغون درد می شی .    ۲۰  ساعت کم نیست ها !!!  ما تا چابهار ۴ ساعت فاصله داریم .

خوب دیگه خدانگهدار

یه جمله خنده دار از یکی شنیدم که می گفت : " اگه بدی دیدین حقتون بوده ، اگه خوبی دیدین اشتباه شده "

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 14:19 | لینک  | 

این تصویر چه ربطی به این متن داره ؟ شما اگه ربطشو پیدا کردین به منم خبر بدین . ممنون می شم .

                                   متاسفم برات ای دل ساده

کوله بار آرزوهات روی دوشت                              تا کجاها رفتی با پای پیاده

رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی                  متاسفم برات ای دل ساده

دل به هر کی دادی از سادگی دادی                    زندگیتو پای دلدادگی دادی

هر جا که دیدی چراغی پرفروغه                          تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه

عاشق و خسته و غمگین و پریشون                     دل بی کس دلک بی سروسامون

دل زخمی دل تنها و تکیده                                     دل گریون من و ای دل گریون

کوله بار آرزوهاتو کی دزدید                                    دل دیوونه به گریه هات کی خندید

عاشق و خسته و غمگین و پریشون                     دل بی کس دلک بی سروسامون

تو رو با هول و ولا تنها گذاشتن                              اونا که لیاقت عشق و نداشتن

تک و تنهایی و با پای پیاده                                     متاسفم برات ای دل ساده

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 23:10 | لینک  | 

خنده داره یکی به اسم سعید اومده نظر خصوصی بهم داده که برای چی می نالی ؟ اگه یه کم زرنگ باشی بار خودتو می بندی .

می خوام اینو بگم که اولا ما اونجا در موقعیتی نیستیم که با رشوه و این جور لغمه ها سروکار داشته باشیم دوما مشکل اصلی اینه که این پولا از گلوی ما پائین نمی ره . اینو چی کارش کنیم .

برو داداش . ما رو بی خیال شو . ما که دل و جیگر پارتی بازی نداریم باز چی برسه به این کارا . همین اخیر مشکلی برام پیش اومد که خیلی راحت با پارتی که داشتم می تونستم مرتفعش کنم اما دلم رضا نشد .

خدا رو شکر .

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 20:52 | لینک  | 

سلام دوستان پس از چند ماه بالاخره تصمیم گرفتیم این وبلاگ رو به روز کنیم . البته امکانش فراهم نبوده . توی این مدت ، مشغول گذراندن دوران آموزشی بودم که به حمد الله تموم شد . و الان هم که دارم این متن و می نویسم فردا باید برم زاهدان ، تا ایشاالله خدمت واقعی رو شروع کنم . اونجاست که آدم به معنای واقعی مرد بار میاد . اونجاست که ساخته می شه . اونجاست که خمیرمایه ش شکل میگیره . خوب زاهدان یه سری معایبی داره و یه سری محاسن . که این جا جاش نیست .

من که نمی دونم آیا کسی به اینجا سر می زنه یا نه ولی امیدوارم که دوستان قدیمی به منم سر بزنن . و با نظراتشون خوشحالم کنن .  

خدانگهدار

 

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 11:35 | لینک  | 

آی مردم 

 

 حلالم کنین

 

"من دارم می رم که شما آسوده زندگی کنید . "

 

آغاز یک سفر هیچ تفاوتی با مرگ نداره از این نظر که معلوم نیست بازگشتی درکار باشه یا نباشه ، به همین خاطرم هست که معمولا افرادی که می خوان برن مسافرت ، قبلش از همه حلالیت می طلبن .

 

 

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 9:17 | لینک  | 

 

خدا عاقبت ما رو بخیر کنه توی آموزشی که با این آدم یه وری افتادیم .

 

 

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 22:10 | لینک  | 

درود خدا به همه شما

 

من هنوز زنده ام

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 12:20 | لینک  | 

این همون عکسی هست که حرفشو می زدم . این شما و اینم DVD 610 . عکساشو ببینین و لذت ببرین .

ویژگی ها :

لنز کارل زایس واریو تسار

40 برابر زوم اپتیکال _ 2000 برابر زوم دیجیتال

زوم بر روی صدا همراه با زوم بر روی تصویر

محفظه کارت حافظه

قابلیت ظبط بر روی مموری و DVD

لرزشگیر دست پیشرفته

صفحه نمایشگر لمسی شفاف 7/2 اینچی

قابلیت فیلم برداری در شب با نور مادون قرمز

کیفیت فیلم برداری ، مامان . متوجه منظورم از کلمه مامان شدید ؟ ؟؟؟ یعنی حرف نداره .

قیمت : اینش دیگه به خودم مربوطه .

فقط به جون خودم جون می ده برای مستند سازی . !!!

 

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 23:30 | لینک  | 

به زودی یه عکس اینجا می ذارم که خیلی دوسش

 داشتم و هنوزم دوسش دارم . به هر کی هم می

 خواد بر بخوره بخوره . برام اصلا مهم نیست !!!!!!

 

 

شما حدس می زنین چی عکسی می خوام بذارم . ؟؟؟

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 17:58 | لینک  | 

یه لطیفه بگم بخندیم

 

چون شهامت نداشتم بگم

 

"دوسِت دارم" از دستت دادم

 

 

 

 

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 17:28 | لینک  | 

عاشورا (به روایت تصویر)

  • شناسنامه عکس ها :
    • نام دوربین :
      • k510
    • اندازه عکس به مگاپیکسل :
      • 240*300
    • مکان :
      • خیابان آیت الله شیرازی مشهد مقدس
    • زمان :
      • دهم محرم  1430 ساعت 11 قبل از ظهر

اگه خواستید هر یک از عکس ها رو در وبتون بذارید خواهشمندم منبع اونو هم ذکر کنید .

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 7:10 | لینک  | 

به نام خدا

 امروز می خوام یه کم روی اعصاب قشر مظلوم نمای جامعه مون پابرهنه پیاده روی کنم . البته همه شون نه ، فقط یه گروه خاصی از این قشر که تحصیل کرده های مملکت ما هستند . نمی دونم براتون معلوم شد که با چه افرادی سرو کار داریم یا نه ؟؟؟ بله ه ه ه  خیلی خوب دیگه اگه هم فهمیدین نمی خواد بلند بلند داد بزنید و همه بفهمن بین خودمون باشه . ببخشید دیگه مردم آزارم ، ولی باور کنین جز خیر هیچی منظورم نیست .

خوب ، یه نفس راست کنیم . می ترسم موضوع رو بگم برای خودم دشمن تراشی کنم ، البته که باید همین اول مخاطبین خودم رو مشخص کنم و بگم با دوستان و همکلاسی های خودم هیچ کاری ندارم ، من برای دیگران صحبت می کنم .

اما موضوع : ریشه یابی ترشیدن دختران محصل

من با دوشیزه گانی که اصلا تمایلی به ازدواج ندارند و فقط دنیا رو در ادامه تحصیل می بینن هیچ صحبتی ندارم. طرف من ، مادمازلایی هستن که هم می خواهن زود ازدواج کنن و هم می خواهن ادامه تحصیل بدن و به قولی هم خدا رو می خوان هم خرما . صورت مسئله : چرا و چگونه دختران با روند ادامه تحصیل ، دایره انتخاب همسر آینده خود را تنگ تر و محدود تر می کنن ؟

فکر می کنم سئوالم بسیار واضح و مبرهن است ، از این واضح تر هم می شه ، به عبارت دیگه چگونه دختران لگد به بخت خود می زنن ؟

ببینید عزیزان من ، شمایی که دیپلمه هستید می توانید با پسر مورد علاقه خود ، که آن هم دیپلمه یا بالاتر است ازدواج کنید . اما همین مثالو که بازش کنیم می تونیم بحثمونو کشش بدیم به این شکل که هر چه شما خواهر گرامی ادامه تحصیل بدید در واقع دایره انتخابتان رو تنگ تر می کنید . چطور ؟ الان می گم . شما اگه قصد دارید تحصیلات عالیه دانشگاهی رو در پرونده خود داشته باشین ضمن بالا رفتن سن وسال و کم شدن شور و حال اولیه به همین نسبت خواستگارانی که برای شما مد نظر هستن طبیعتا سن و سال بالا و بی حال و حوصله هستن . علاوه بر این آیا دوست دارین بدونین تصور پسران در مورد دختران دانشجو و کلاس بالا چیه ؟؟ تحملشو دارین بدونین ؟؟ از نظر اونا دختران تحصیل کرده و مامانم اینایی ، خیلی توقعاتشون به نسبت کلاسشون بالاست ، فیس و افاده شون بیشتره ، تا تقی به توقی می خوره سریع مدرک دانشگاهیشونو می کوبن تو سر شوهر بیچاره که مثلا "من از تو چی کم دارم ؟ سوادم که بالاست ، جایگاه اجتماعی که دارم ، بابامم که پول داره دیگه چی می گی ؟ " دیگه دست به سیاه و سفید نمی زنن ، تا شوهرشون می گه چرا نهار درست نکردی ، تکیه کلامشون اینه " مگه کُلفت آوردی خونه "

برای ادامه بحثمون ، باید یه مثال ریاضی بزنم تا مطلبمون قابل فهم تر بشه و تا حدودی به حل مشکل کمک کنه . فرض کنید دختر با تحصیلات متوسطه رو مجموعه A در نظر می گیریم که به راحتی درون مجموعه B ، که پسران مورد علاقه و زیر 25 سال هستن قرار می گیره ، اما هر چه این مجموعه A با ادامه تحصیل بزرگتر بشه دیگر جایی در مجموعه B ندارد و باید مجموعه C را که طبیعتا پیر پسران بالای 30 سال قرار دارن در نظر گرفت . خوب ، این کجا و آن کجا ؟ اینو هر کور و کچلی می تونه تشخیص بده که مجموعه B بهتره . چون در اوان دوران جوانیند و پر شور و نشاط هستن . سر زنده و مست و ملنگ هستن . حوصله سر و کله زدن با مشکلات رو دارند و عاشق تفریح ، زود می بخشن و نادیده می گیرن ، عاشق زن و زندگی ، به راحتی تاثیر پذیرن و اگه رگ خوابشون دست زناشون بیاد ، می تونن از این نقطه ضعف مرد در جهت آمال و آرزوهای خودشون استفاده کنن . دختر و پسر در گروه B همانند دو بال یک کبوتر هستن که با یه عالمه انرژی در یک مسیر طولانی و پر از شور و هیجان ، پر از فرصتهای دست یافتنی و پیش رو ، هماهنگ و هم سو به سمت یک هدف بسیار متعالی که همان سعادت و خوشبختی ابدی و قرب الهی است حرکت می کنن . که اگر در این مسیر با مشکلی هم رو به رو بشن با اتحاد هم و یاری طلبیدن از حق تعالی و امداد از آن نیروی خدادادی که به نام جوانی در درون خود می یابند ، با مشکلات مبارره می کنن . اما در مقابل این گروه ، مجموعه C قرار دارد که دقیقا عکس همه این مواردی است که ذکر کردیم . من اصلا نمی خوام و تمایلی ندارم که در مورد مجموعه C صحبت کنم چون همش فاز منفیه و من نمی خوام روحیه شما رو کسل کنم .

راه چاره : دختر عزیزی که دچار چنین صورت مسئله ای شده ای ، من به تو پیشنهاد می کنم خواستگارانت رو بی خود و بی جهت و به بهانه ادامه تحصیل رد نکن ، بلکه در جلسات متعدد خواستگاری که نهایتش سه جلسه هست ، بشین و این موضوع رو با همسر آیندت در میون بذار . اگر با ادامه تحصیل شما موافقت کرد فبه المراد ، ازش یه قول مردونه می گیری و محکم کاریش می کنی که نتونه بعداً زیرش بزنه ، به شرطی که این ادامه تحصیل به زندگی مشترک شما لطمه ای وارد نکنه . اما اگر موافقت نکرد ، و از طرفی ، شخص مورد علاقه شما هم بود ، به خودتون رجوع کنین ببینین به کدوم یکی بیشتر رضایت می دین ، به ادامه تحصیل یا به شوهر مورد علاقه . ببینین عزیزان ، من اگه بخوام در مورد این موضوع صحبت کنم باید یه شاهنامه جدید رو بنویسم اما شما الحمد الله صاحب عقل و شعور هستید و می توانید در این رابطه خودتون سبک سنگین کنید ، دو دوتا چهار تا کنید ، و از بین این همه جواب ، بهترین جواب رو برای خودتن انتخاب کنین و یک زندگی باب دل خودتون تشکیل بدین و ان شاءالله به سعادت برسین .

در ضمن ، همون خدایی که همه زندگیم در دستان اوست را شاهد می دونم  ، من حتی یه جلسه هم نرفتم خونه کسی خواستگاری که بخوام جواب رد بشنوم و این حرفا رو به شما بزنم . فقط همین قدر اطلاعات دارم که الان توی این دوره زمونه ، خانواده ها دنبال جوون سالم هستند . دیگه چی برسه به اینکه اون جوون تحصیل کرده باشه و غیرت کار کردن داشته باشه و یه نمه خوشتیپ هم باشه ، دیگه دخترشونو توی سینی می کنن و می دن !!!

در پایان فکر کردن در مورد حرفام رو به عهده خودتون می ذارم و علاوه براین هم بی صبرانه منتظر پاسخ ها و نظرات تند وآتشین شما هم هستم هر چند پیش بینی می کنم اصلا نظر ندین .  

کپی برداری از این مطلب با ذکر منبع ، مانعی ندارد .

یه چند تا عکس قشنگ ، اولی از جنگل گلستان باقیه از الماس شرق مشهد

 

 

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 6:29 | لینک  | 

سر سجاده ات مادر ، مرا امشب دعا کن

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 6:16 | لینک  | 

معروضم که من امسال خدارو شکر سه مرتبه توفیق پیدا کردم رفتم نمایشگاه تازه امروز شاید یه بار دیگه برم چون هنوز مقداری بن اضافه آوردم بهر حال باید یه طوری آبش کنم . بخوام خیلی خلاصه براتون شرح بدم می تونم بگم به گفته رئیس کل نمایشگاه کتاب ، امسال استقبال بسیار بیشتر از سالهای قبل بود و من اینو به چشم دیدم . من امسال یه خرید خوب کردم . یه شاهنامه فردوسی گرفتم با قابش می داد ۱۳۵۰۰ تومان ، من با بن گرفتم برام افتاد ۷۰۰۰ تومان . یه مجموعه کبیر گرفتم که درش چهار تا کتاب گنجانده شده بود (نهج الفصاحه ، نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه ، صحیفه مهدیه) ۸۰۰۰ تومان قیمت روی جلد ، من با تخفیف ۲۰ درصدی فروشنده و ۲۰درصدی بن کتاب برام افتاد ۵۲۰۰ تومان ، یه کتابی با عنوان داستان شگفت انگیز از بهشت و جهنم قیمت روی جلد ۱۱۰۰ تومان با تخفیف ۲۰درصدی گرفتم ۹۰۰تومان  و در آخر هم دو تا دی وی دی مجموعه آثار حسن رحیم پور گرفتم ۱۵۰۰ .

این عکسا رو همین طور که ملاحضه می کنید بیشترش از بخش کودکانه به این دلیل هست که من به  انتشارات کودکان علاقه ویژه ای دارم . هر وقت می رم نمایشگاه حتما باید به این قسمت بیام و برای بچه های داداشام و خواهرام یه چندتا کتاب داستان بخرم .  

ان شاءالله زنده باشم هر سال می رم نمایشگاه ، چون هدف بزرگی دارم .

خدانگهدار

نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 6:54 | لینک  | 

شمالش یه جور ، جنوبش یه جور ، اصفهونش ، شیرازش . خلاصه هر جای ایران که قدم می ذاری کِیف می کنی .

بابا امان بجنورد

 
ساحل بابلسر
 
من و دریا دریا حرف نگفته
 
ویلای زیبای ساحلی که ما درش اتراق داشتیم
 
 
 
 
 
 
 
 
به پایان این قسمت از دفتر زندگیمون رسیدیم .
نوشته شده توسط جمال رمضانی گراب در ساعت 6:10 | لینک  |